![]() |
![]() |
|
| رهگذر تنها رفت ودر پشت سرش دلها سرد شکست او نمی خواست بگوید غم تنهایی چیست |
|
ای کاش بودی تا ببینی چقدر در التهابم نیستی در کنارم تا حرفهای دلم را رودر رو برایت بازگو کنم و من بایست هر شب خسته از گذشت روز خمیده از خستگی ها بی تاب از خمودگی ها رنجور از بی تابی ها رنجیده از غریبه ها بنشینم و برایت سخنان شیرین بنویسم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0:42 AM توسط تنها |
|
|
آری همیشه قصه این چنین بوده است من امشب دلتنگی هایم را به دست باد سپردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 3:7 PM توسط عاشق |
|
|
بي تو بودن كار من نيست تا دلت نرفته برگرد.....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 4:59 PM توسط عاشق |
|
|
آرزو دارم شبی عاشق شوی
میرسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 6:26 PM توسط عاشق |
|
|
امشب گریه میکنم .گریه میکنم برای تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن.برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی.امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 تیر1388ساعت 7:48 PM توسط عاشق |
|
|
ساکت و تنها چون کتابی در مسیر باد می خورد هر دم ورق اما، هیچ کس او را نمی خواند برگ ها را می دهد بر باد می رود از یاد هیچ چیز از او نمی ماند بادبان کشتی او در مسیر باد مقصدش هر جا که بادا باد! بادبان را ناخدا باد است لیک او را هم خدا، هم ناخدا باد است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 خرداد1388ساعت 1:21 AM توسط تنها |
|
|
صفحه نخست |
| درباره وبلاگ |
یه نفر....
یه جایی.... یه وقتی.... تموم رویاش لبخند تو بود... يه جايي ... يه وقتي... با يه لبخند يادش كن.. |
| خبرمهم |
|
اگر نرم افزار یاهو مسنجر ندارید اینجا را کلیک کنید |